علي بن حسين انصارى شيرازى
119
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
حجر الكلب شريف گويد در خواص و اين مجرب است نوعى از سنگ است كه چون به طرف سگ اندازند بدهن گيرد و نگاه دارد و در دشمنى عملى عجيب مىكند و چون خواهد باسم آنكس هفت سنگ برگيرد و يكيك آن سنگ مىاندازد بعد از آن دو سنگ از آن برگيرد و در آب اندازد و از آن آب بخورد آنكس دهد در دشمنى چيزى عجيب مشاهده كند و گويند اگر در برج كبوتر اندازند مجموع بگريزند و اگر در شراب اندازند جماعتى كه از آن بياشامند جنگ و عربده و بدمستى در ميان ايشان پيدا شود حجر روشنايى حجر النور است و گفته شد حجر البرم بپارسى سنگ برامى گويند و هر تيشه كه بدان سنگ آب دهند چون بر سنگ زنند مطلقا آواز نكند و در سنگ مانند گل فرورود و اگر اين سنگ سحق كنند و سنون سازند دندان را بغايت سفيد گرداند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بفتح با سنگى است سياه كه از آن ديگ و ظروف مىسازند و خراسان فراوان است و در خواص آن جهت تقويت لثه و نزف الدم مؤثر است حجر خزفى سنگى است كه در مصر بسيار باشد و مانند خزف بود زود بشكافد و صفحها بر زبر يكديگر بود و بجاى قيشور مستعمل كنند در سترون موى و چون دو درم از وى حل كنند و با شراب بياشامند قطع خون حيض بكند و چون با عسل خلط كنند و بر ورم پستان نهند ساكن كند و ريشهاى پليد را بصلاح آورد و بغايت خشك بود حجر الافروج حجر افردى گويند و آن از بلاد روم خيزد و سنگى بود كه بر روى آب بايستد و مجفف و قابض بود و چون حل كنند و بياشامند گزندگى عقرب را نافع بود حجر الاساكفه سنگى است كه كفشگران ابزار بدان تيز مىكنند نافع جهت لهاة و ريش آن و لهاة را بپارسى ملازه گويند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : سنگى است ملون بسرخى و زردى و سياهى درهم بهيأت سنگريزه و شكستهء آن مايل به تيرگى و كبودى و آن را حجر الاساكفه بدانجهت گويند كه كفشدوزان ابزار خود بدان تيز كنند و اسكاف كفشدوز است حجر المسن در ميم گفته شود حجل قبح خوانند و بپارسى كبك است و در قاف گفته شود